- 2 days ago
- 10 min read

ازدواج مبارک حضرت خدیجه (س) و پیامبر اکرم (ص)
۱. جایگاه والای حضرت خدیجه (س) پیش از ازدواج
حضرت خدیجه (س) بانویی خردمند، شریف و دارای ثروتی فراوان بود. بسیاری از مردان قریش با سرمایه و اموال ایشان به تجارت میپرداختند. از ایشان با عنوان «ملکه عظیمه» یاد میشد و یکی از ثروتمندترین و برجستهترین شخصیتهای زمان خود به شمار میرفت. در مکه، که تجارت وسیله معاش بخش بزرگی از مردم بود، گفته شده است که هیچکس ثروتی بیش از ایشان نداشت.
وَ كَانَتْ خَدِيجَةُ مَلِكَةً عَظِيمَةً وَ كَانَ لَهَا مِنَ الْأَمْوَالِ وَ الْمَوَاشِي شَيْءٌ لَا يُحْصَى
«حضرت خدیجه (س) بانویی بزرگ و باشکوه بود و از اموال و چهارپایان، آنقدر در اختیار داشت که قابل شمارش نبود.»
بحار الأنوار، ج ۱۶
نقل شده است که ایشان در مناطق مختلف، خادمان و دامهای فراوانی داشت و از جمله مالک دهها هزار شتر بود. همچنین فعالیتهای تجاری ایشان به سرزمینهایی مانند مصر و حبشه نیز گسترش داشت.
خانه ایشان نیز بسیار وسیع توصیف شده است؛ تا آنجا که در برخی گزارشها آمده است میتوانست مردم مکه را در خود جای دهد. گفته شده بر فراز خانه ایشان گنبدی از حریر آبی قرار داشت که با نقشهایی از خورشید، ماه و ستارگان آراسته شده بود.
حضرت ابوطالب (ع)، عموی پیامبر اکرم (ص)، نیز درباره تجارت حضرت خدیجه (س) با آن حضرت سخن گفت. ایشان توضیح داد که خدیجه (س) از خویشاوندان آنان است و هر سال گروهی از مردان قریش در برابر دریافت مزد، با سرمایه ایشان تجارت میکنند.
الخرائج و الجرائح، ج ۱
۲. آغاز آشنایی: سفر تجاری به شام
هنگامی که حضرت خدیجه (س) از راستگویی، امانتداری بینظیر، اخلاق والا و بزرگواری پیامبر اکرم (ص) آگاه شد، شخصی را نزد ایشان فرستاد و پیشنهاد کرد که با سرمایه او برای تجارت به شام سفر کند.
حضرت خدیجه (س) شرایط و امکاناتی بهتر از آنچه پیشتر در اختیار دیگر بازرگانان گذاشته بود برای پیامبر (ص) فراهم کرد. همچنین خادم مورد اعتماد خود، میسره، را همراه ایشان فرستاد.
کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج ۱؛ بحار الأنوار، ج ۱۶
بر اساس روایات، در طول این سفر نشانههای شگفتانگیزی همراه پیامبر اکرم (ص) بود.
نقل شده است که حضرت خدیجه (س)، در حالی که از طبقه بالای منزل خود مینگریست، ابری را دید که بالای سر پیامبر (ص) حرکت میکرد و بر ایشان سایه میافکند. همچنین دو فرشته را مشاهده کرد که از سمت راست و چپ همراه آن حضرت بودند.
فَنَظَرَتْ خَدِيجَةُ إِلَى غَمَامَةٍ عَالِيَةٍ عَلَى رَأْسِهِ تَسِيرُ بِسَيْرِهِ ...
«حضرت خدیجه (س) ابری بلند را بالای سر آن حضرت دید که همراه حرکت ایشان حرکت میکرد، در حالی که دو فرشته نیز در هوا همراه او بودند.»
هنگامی که پیامبر اکرم (ص) با سود فراوان از سفر بازگشت، حضرت خدیجه (س) از میسره درباره تمام آنچه دیده بود پرسید.
میسره از دیدار با راهبی، بشارتی که او درباره حضرت محمد (ص) داده بود، و نیز ابری که در طول سفر بر پیامبر (ص) سایه افکنده بود، سخن گفت.
پس از شنیدن این گزارشها، حضرت خدیجه (س) میسره و فرزندانش را آزاد کرد و ده هزار درهم نیز به او بخشید.
۳. ابراز علاقه و پیشنهاد ازدواج از سوی حضرت خدیجه (س)
پس از آگاهی از وقایع شگفتانگیزی که در سفر شام رخ داده بود، حضرت خدیجه (س) شخصاً علاقه خود را به ازدواج با پیامبر اکرم (ص) ابراز کرد.
ایشان فرمود:
يَا ابْنَ عَمِّ إِنِّي قَدْ رَغِبْتُ فِيكَ لِقَرَابَتِكَ وَ سَطَتِكَ فِي قَوْمِكَ وَ أَمَانَتِكَ وَ حُسْنِ خُلُقِكَ وَ صِدْقِ حَدِيثِكَ
«ای پسرعمو! من به سبب خویشاوندی تو، جایگاه والایت در میان قومت، امانتداری، اخلاق نیکو و راستگوییات به تو علاقهمند شدهام.»
مناقب آل ابیطالب، ج ۱؛ کشف الغمة، ج ۱؛ بحار الأنوار، ج ۱۶
حضرت خدیجه (س) از پیامبر اکرم (ص) خواست با عموی خود، حضرت ابوطالب (ع)، سخن بگوید تا ایشان به صورت رسمی برای خواستگاری اقدام کند.
ایشان همچنین فرستادهای نزد خانواده خود فرستاد و از آنان خواست که اگر حضرت محمد (ص) و خانواده ایشان برای خواستگاری آمدند، پیشنهاد آنان را بپذیرند.
در روایتی مفصلتر آمده است که حضرت خدیجه (س) به پیامبر (ص) اطمینان داد که درباره مقدار مهریه نگران نباشد؛ زیرا آن را از دارایی خود تأمین خواهد کرد و هدایای فراوانی نیز آماده کرده است.
سپس روایت میگوید:
فَخَرَجَ النَّبِيُّ مِنْ عِنْدِهَا وَ دَخَلَ عَلَى عَمِّهِ أَبِي طَالِبٍ وَ السُّرُورُ فِي وَجْهِهِ
«پیامبر (ص) از نزد ایشان خارج شد و با شادیای که بهروشنی در چهرهاش نمایان بود، نزد عمویش ابوطالب (ع) رفت.»
بحار الأنوار، ج ۱۶
دل حضرت خدیجه (س) عمیقاً به پیامبر اکرم (ص) تعلق گرفته بود و با وجود خواستگاران سرشناس فراوان، تمایلی به ازدواج با هیچیک از آنان نداشت.
وَ خَدِيجَةُ لَا تَرْغَبُ فِي وَاحِدٍ مِنْهُمْ ... قَدِ اشْتَغَلَ قَلْبُ خَدِيجَةَ بِنْتِ خُوَيْلِدٍ بِحُبِّهِ
«خدیجه به هیچیک از آنان تمایل نداشت... قلب خدیجه دختر خویلد به محبت او مشغول شده بود.»
بحار الأنوار، ج ۱۶
همچنین نقل شده است که پس از آنکه ورقة بن نوفل، پسرعموی حضرت خدیجه (س)، برخی ویژگیهای پیامبر (ص) را برای ایشان بیان کرد، حضرت خدیجه (س) اشتیاق خود را در قالب شعر چنین ابراز نمود:
كَمْ أَسْتُرُ الْوَجْدَ وَ الْأَجْفَانُ تَهْتِكُهُوَ أُطْلِقُ الشَّوْقَ وَ الْأَعْضَاءُ تُمْسِكُهُ
«تا کی محبت نهفته در دلم را پنهان کنم، در حالی که چشمانم آن را آشکار میسازد؟و چگونه اشتیاقم را رها کنم، در حالی که تمام وجودم آن را در خود نگاه داشته است؟»
ایشان در ادامه بیان میکند که دیگر قلبش در اختیار خودش نیست، زیرا دیگری آن را از آنِ خود کرده است.
در شعری دیگر که پس از مطرح شدن موضوع ازدواج به ایشان نسبت داده شده، میفرماید:
يَا سَعْدُ إِنْ جُزْتَ بِوَادِي الْأَرَاكِبَلِّغْ قَلِيبًا ضَاعَ مِنِّي هُنَاكَ
«ای سعد! اگر از وادی اراک گذشتی، پیام مرا به قلبی برسان که آنجا از دست من رفته است.»
و در ادامه میفرماید:
«چشمانم مشتاق دیدار توست و قلبم جز آنچه تو میخواهی، چیزی نمیخواهد.»
۴. خواستگاری رسمی و خطبه ازدواج
حضرت ابوطالب (ع)، همراه با اعضای خانواده و گروهی از بزرگان قریش، نزد ورقة بن نوفل، یکی از بستگان حضرت خدیجه (س)، رفت.
پس از حمد و ستایش خداوند و یادآوری جایگاه والای فرزندان حضرت ابراهیم (ع) و حضرت اسماعیل (ع)، حضرت ابوطالب (ع) سخن خود را چنین آغاز کرد:
الْحَمْدُ لِرَبِّ هَذَا الْبَيْتِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنْ زَرْعِ إِبْرَاهِيمَ وَ ذُرِّيَّةِ إِسْمَاعِيلَ ...
«سپاس مخصوص پروردگار این خانه است؛ همان که ما را از نسل ابراهیم و ذریه اسماعیل قرار داد، ما را در حرم امن خود جای داد و برای ما در میان مردم جایگاهی مقرر فرمود...»
بحار الأنوار، ج ۱۶
حضرت ابوطالب (ع) سپس از فضایل برادرزادهاش سخن گفت و اعلام کرد هرگاه حضرت محمد (ص) با هر مردی از قریش مقایسه شود، در فضیلت و برتری از او پیشی میگیرد.
ایشان توضیح داد که حضرت محمد (ص) خواهان ازدواج با حضرت خدیجه (س) است و حضرت خدیجه (س) نیز خواهان ازدواج با ایشان است.
هُوَ رَاغِبٌ فِي خَدِيجَةَ وَ خَدِيجَةُ رَاغِبَةٌ فِيهِ ...
«او خواهان خدیجه است و خدیجه نیز خواهان اوست.»
همچنین فرمود هر مقدار مهریهای که درخواست شود، پرداخت خواهد شد.
ورقة بن نوفل فضایل خاندان حضرت ابوطالب (ع) را تأیید کرد و رسماً اعلام نمود:
يَا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ اشْهَدُوا عَلَيَّ أَنِّي قَدْ أَنْكَحْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ خَدِيجَةَ بِنْتَ خُوَيْلِدٍ ...
«ای گروه قریش! گواه باشید که من خدیجه دختر خویلد را به ازدواج محمد بن عبدالله درآوردم...»
طبق این روایت، مهریه چهارصد دینار تعیین شد.
بحار الأنوار، ج ۱۶
یکی دیگر از عموهای حضرت خدیجه (س)، عمرو بن اسد، نیز بر این ازدواج گواهی داد و حضرت ابوطالب (ع) در آن روز برای ولیمه ازدواج شتری قربانی کرد.
روایتی دیگر: حضرت خدیجه (س) خود صیغه ازدواج را جاری میکند
امام جعفر صادق (ع) روایت دیگری نقل میفرماید که در آن، هنگامی که عموی حضرت خدیجه (س) نتوانست پاسخی به سخنان حضرت ابوطالب (ع) بدهد، حضرت خدیجه (س) خود سخن گفت و ازدواج را اعلام نمود.
ایشان فرمود:
قَدْ زَوَّجْتُكَ يَا مُحَمَّدُ نَفْسِي وَ الْمَهْرُ عَلَيَّ فِي مَالِي ...
«ای محمد! خود را به همسری تو درآوردم و مهریه نیز از مال خودم خواهد بود. به عمویت بگو برای ولیمه شتری قربانی کند و به خانه و خانوادهات وارد شو.»
الکافی، ج ۵؛ بحار الأنوار، ج ۱۶
طبق روایت، یکی از حاضران با تعجب پرسید چگونه ممکن است زن، مهریه مرد را بپردازد.
حضرت ابوطالب (ع) با اقتدار برخاست و پاسخ داد که اگر همه مردان دارای فضایل برادرزاده او بودند، زنان حتی با گرانبهاترین مهریهها خواهان آنان میشدند.
حضرت ابوطالب (ع) همچنین حضرت خدیجه (س) را در برابر حاضران بانویی مشهور به سخاوت، عفت و برتری در میان قوم خود معرفی کرد:
إِنَّ ابْنَ أَخِينَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ خَاطِبُ كَرِيمَتِكُمُ الْمَوْصُوفَةِ بِالسَّخَاءِ وَ الْعِفَّةِ ...
«همانا برادرزاده ما، محمد بن عبدالله، خواستگار بانوی بزرگوار شماست؛ بانویی که به سخاوت و عفت شناخته شده و فضایل والای او بر همگان آشکار است.»
۵. سن آن دو و ویژگی خاص این ازدواج
پیامبر اکرم (ص) هنگام این ازدواج مبارک بیستوپنج ساله بود.
این ازدواج در بیستوپنجمین سال عامالفیل، حدود پانزده سال پیش از آغاز بعثت پیامبر (ص) و بیستوهشت سال پیش از هجرت رخ داد.
بر اساس نقل شیخ مفید، این ازدواج در دهم ربیعالاول انجام شد.
اعلام الوری بأعلام الهدی، ج ۱؛ مسار الشیعة
بر اساس دیدگاهی که در این منابع ارائه شده، حضرت خدیجه (س) در زمان ازدواج بیستوهشت ساله بود.
شماری از روایات و منابع تاریخی نقلشده در متن اصلی نیز بر این باورند که ایشان پیش از آن ازدواج نکرده بود.
إِنَّ النَّبِيَّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ تَزَوَّجَ بِهَا وَ كَانَتْ عَذْرَاءَ
«پیامبر (ص) با ایشان ازدواج کرد، در حالی که ایشان دوشیزه بود.»
بحار الأنوار، ج ۱۶ و ۲۲
طبق این گزارشها، رقیه و زینب ـ که در برخی منابع دختران حضرت خدیجه (س) از ازدواجی پیشین معرفی شدهاند ـ در واقع دخترانی مرتبط با هاله، خواهر حضرت خدیجه (س)، بودهاند و دختران نسبی حضرت خدیجه (س) نبودهاند.
تنقیح المقال، ج ۳؛ مناقب آل ابیطالب، ج ۱
منابع مورد استفاده در این گزارش تأکید دارند که حضرت خدیجه (س) پیش از پیامبر اکرم (ص) با کسی ازدواج نکرده بود. مردان ثروتمند و بانفوذ قریش بارها از ایشان خواستگاری کرده بودند، اما ایشان همه را رد کرده بود.
هنگامی که سرانجام حضرت محمد (ص) را انتخاب کرد ـ که در آن زمان از ثروت مادی فراوانی برخوردار نبود ـ برخی از خواستگاران پیشین ایشان با حسادت و ناراحتی واکنش نشان دادند.
جنة العاصمة
۶. مراسم ازدواج و ولیمه
بر اساس روایات نقلشده، هنگام این ازدواج مبارک ندایی آسمانی شنیده شد:
إِنَّ اللَّهَ قَدْ زَوَّجَ الطَّاهِرَ بِالطَّاهِرَةِ
«همانا خداوند، آن پاک را به ازدواج آن بانوی پاک درآورد.»
همچنین روایت شده است که خداوند به جبرئیل فرمان داد عطر بهشت را پراکنده سازد، بهگونهای که مردم میپرسیدند این بوی خوش از کجا آمده است. به آنان گفته شد:
«این از عطر محمد است.»
بحار الأنوار، ج ۱۶
پس از عقد، حضرت خدیجه (س) چهار هزار دینار به همراه جامهای ارزشمند برای تدارک مراسم ازدواج فرستاد. نقل شده است که حضرت ابوطالب و عباس آنها را تحویل گرفتند.
هنگامی که خبر این هدایا و هزینهها در میان مردم پخش شد، برخی درباره منبع مهریه و هدایا اعتراض کردند. حضرت ابوطالب (ع) آشکارا و با قاطعیت از حرمت و جایگاه این ازدواج دفاع کرد.
الأنوار فی مولد النبی
در شب ازدواج، عموهای پیامبر (ص) اشعاری در تبریک این پیوند سرودند.
هنگامی که فضایل پیامبر اکرم (ص) در شعر ستوده شد، حضرت خدیجه (س) فرمود:
اعْلَمُوا أَنَّ شَأْنَ مُحَمَّدٍ عَظِيمٌ وَ فَضْلَهُ عَمِيمٌ
«بدانید که مقام محمد بسیار عظیم است و فضیلت او فراگیر و گسترده است.»
بحار الأنوار، ج ۱۶
شاعری از قریش به نام عبدالله بن غنم نیز در ابیاتی حضرت خدیجه (س) را تبریک گفت و به بشارت پیامبران پیشین درباره آمدن پیامبر اکرم (ص) اشاره کرد:
هَنِيئًا مَرِيئًا يَا خَدِيجَةُ قَدْ جَرَىلَكِ الطَّيْرُ فِي مَا كَانَ مِنْكِ بِأَسْعَدِ
«مبارک و گوارا باد بر تو ای خدیجه؛ پرنده سعادت برای تو به سوی عزت و نیکبختی پر کشیده است.»
در ادامه این شعر آمده است که برترین مخلوق همسر ایشان شده و حضرت عیسی بن مریم (ع) و حضرت موسی بن عمران (ع) آمدن او را بشارت داده بودند.
الکافی، ج ۵؛ مناقب آل ابیطالب، ج ۱؛ بحار الأنوار، ج ۱۶
۷. واکنش قریش: حسادت و سرزنش
پس از ازدواج، برخی از زنان قریش که از انتخاب حضرت خدیجه (س) شگفتزده شده بودند، از روی حسادت از ایشان فاصله گرفتند.
با وجود ثروت فراوان و خواستگاران سرشناسی که خواهان ازدواج با ایشان بودند، حضرت خدیجه (س) حضرت محمد (ص) را برگزیده بود؛ کسی که در آن زمان از نظر ظاهری به ثروت مادی شهرت نداشت.
هنگامی که خبر انتقادهای آنان به حضرت خدیجه (س) رسید، مجلسی ترتیب داد و مستقیماً با آنان سخن گفت.
ایشان فرمود:
يَا مَعْشَرَ النِّسَاءِ بَلَغَنِي أَنَّ بُعُولَتَكُنَّ عَابُوا عَلَيَّ فِيمَا فَعَلْتُ مِنْ أَنِّي تَزَوَّجْتُ مُحَمَّدًا ... وَ أَنَا قَدْ أَخَذْتُهُ لِأَجْلِ مَا قَدْ رَأَيْتُ مِنْهُ
«ای گروه زنان! به من خبر رسیده است که شوهرانتان مرا به خاطر ازدواج با محمد سرزنش کردهاند... من او را به سبب آنچه از او دیده و شناختهام، برگزیدهام.»
طبق روایت، هیچیک از آنان نتوانست پاسخی بدهد و همگی خاموش شدند.
بحار الأنوار، ج ۱۶
برخی دیگر که نمیتوانستند هیچ عیبی در شخصیت پیامبر اکرم (ص) پیدا کنند، یتیم بودن ایشان را وسیلهای برای سرزنش قرار دادند.
هنگامی که از امام سجاد (ع) پرسیدند چرا پیامبر (ص) بدون پدر و مادر باقی ماند، فرمود:
لِئَلَّا يَجِبَ عَلَيْهِ حَقٌّ لِمَخْلُوقٍ
«تا هیچ مخلوقی حقی بر عهده او نداشته باشد.»
عیون اخبار الرضا، ج ۲؛ بحار الأنوار، ج ۱۶
۸. زندگی مشترک آنان: فداکاری، بخشندگی و رسیدگی به دیگران
حضرت خدیجه (س) با وجود برخورداری از ثروتی بسیار عظیم، پس از ازدواج با پیامبر اکرم (ص)، اموال خود را برای پیشرفت اسلام در اختیار ایشان قرار داد.
ایشان در این راه دشمنی و سرزنش قوم خود را تحمل کرد و به مقامی ویژه دست یافت که خداوند به او عطا فرموده بود.
جنة العاصمة
حضرت خدیجه (س) خواهری به نام هاله نیز داشت. بر اساس گزارشی که در منبع نقل شده، رقیه و زینب تحت سرپرستی حضرت خدیجه (س) قرار گرفتند.
حضرت خدیجه (س) به رسیدگی به بیوهزنان و یتیمان شهرت داشت و این کودکان را نیز به خانه خود آورد. پس از ازدواج با پیامبر (ص)، آنان در خانه حضرت خدیجه (س) و پیامبر (ص) رشد کردند.
طبق رسم اجتماعی عرب آن زمان، کودکی که تحت سرپرستی کسی قرار میگرفت، گاه به سرپرست خود نسبت داده میشد. متن، این موضوع را دلیل انتساب رقیه و زینب به پیامبر (ص) و حضرت خدیجه (س) میداند، با اینکه آنان دختران نسبی آن دو نبودند.
الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج ۲
منبع همچنین گزارش میکند که رقیه بعدها با عتیبه بن ابیلهب ازدواج کرد و پس از جدایی از او، به همسری عثمان بن عفان درآمد.
او در سال دوم هجری، تقریباً همزمان با جنگ بدر، در حدود بیستودو سالگی از دنیا رفت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.
در روایتی آمده است که حضرت فاطمه زهرا (س) کنار قبر او گریست و پیامبر اکرم (ص) با لباس خود اشکهای ایشان را پاک کرد.
بحار الأنوار، ج ۲۲؛ الصحیح من سیرة النبی الأعظم، ج ۱
۹. مقام معنوی حضرت خدیجه (س) در پرتو این ازدواج مبارک
حضرت خدیجه (س) در میان زنان روزگار خود به زیبایی، فضیلت، برتری، سخاوت و عفت شناخته میشد.
همچنین در منابع از آشنایی ایشان با ادبیات، شعر و علم عروض عربی یاد شده است.
جنة العاصمة
این ازدواج مبارک آغازگر مقامی معنوی و بینظیر برای ایشان شد.
در روایتی خطاب به حضرت خدیجه (س) آمده است:
فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَيُبَاهِي بِكِ كِرَامَ مَلَائِكَتِهِ كُلَّ يَوْمٍ مِرَارًا
«همانا خداوند عزّوجلّ هر روز چندین بار نزد فرشتگان گرامی خود به تو مباهات میکند.»
بحار الأنوار، ج ۱۶
منابع
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، علامه محمدباقر مجلسی، ج ۱۶، ۱۹، ۲۲، ۴۳–۴۴
الکافی، شیخ کلینی، ج ۵
کشف الغمة فی معرفة الأئمة، علی بن عیسی اربلی، ج ۱
مناقب آل ابیطالب، ابن شهرآشوب، ج ۱
إعلام الوری بأعلام الهدی، طبرسی، ج ۱
مسار الشیعة، شیخ مفید
الخرائج والجرائح، قطبالدین راوندی، ج ۱
جنة العاصمة، علامه میرجَهانی
تنقیح المقال، علامه مامقانی، ج ۳
الصحیح من سیرة النبی الأعظم، سید جعفر مرتضی عاملی، ج ۱–۲
عیون اخبار الرضا (ع)، شیخ صدوق، ج ۲
الأنوار فی مولد النبی (ص)
معارف و معاریف، ج ۲
Comments